کارشناسی ارشد بالینی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر، ایران
چکیده: (31 مشاهده)
زمینه: شکستهای مکرر در درمانهای کمکباروری، بهویژه لقاح آزمایشگاهی (IVF)، تجربهای صرفاً پزشکی نیست و پیامدهای عمیق روانشناختی، اجتماعی و هویتی برای زنان دارد. با وجود پیشرفتهای فناورانه، درک تجربه زیسته زنان در مواجهه با چرخههای مکرر شکست نیازمند بررسیهای کیفی است. هدف این پژوهش، شناخت «زیستن در چرخه امید و ناامیدی» در زنان با سابقه درمانهای مکرر و ناموفق IVF بود.روش: این مطالعه کیفی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. نمونه شامل ۱۲ زن با حداقل سه چرخه ناموفق IVF بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و بر اساس روش هفتمرحلهای کولایزی تحلیل شدند. نرمافزار MAXQDA نسخه ۲۰ در مدیریت و سازماندهی دادهها به کار رفت.یافتهها: تحلیل دادهها شش مضمون اصلی را آشکار کرد: «چرخه امید–ناامیدی در مسیر درمان»، «فروپاشی و بازتعریف هویت مادری»، «تجربه زمان در حالت تعلیق و انتظار»، «فشارهای اجتماعی و فرهنگی پیرامون مادری»، «تنهایی عاطفی و پیچیدگیهای روابط زناشویی»، و «سازگاری و بازسازی معنا». شکستهای مکرر IVF تجربهای چندبعدی از سوگ، بحران هویت و بازاندیشی در معنای مادری و آینده زندگی ایجاد میکند. زنان برای مقابله با آن به راهبردهایی چون بازتعریف امید، تکیه بر منابع حمایتی و بازسازی معنا متوسل میشوند.نتیجهگیری: تجربه شکستهای مکرر IVF فراتر از یک رویداد درمانی، فرایندی پیچیده از مواجهه با فقدان، فشارهای اجتماعی و بازسازی هویت است. نتایج پژوهش بر ضرورت ادغام حمایتهای روانشناختی و اجتماعی در خدمات درمان ناباروری و طراحی مداخلات مبتنی بر معنا و تابآوری تأکید میکند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مشاوره خانواده دریافت: 1405/3/9 | پذیرش: 1405/7/8 | انتشار: 1405/7/8